مهدوي: دينداران در نظر مولانا طرفداران عدل و عدالتند
استاد دانشگاه تهران گفت: غربيها به اين دليل مولوي را دوست دارند كه او خدا را از آسمانها و تقديس صرف به زمين ميآورد و ميگويد، كسي كه بيشتر به دنبال عدالت است، ديندارتر است.
خبرنگار آيين و انديشه فارس ناصر مهدوي استاد فلسفه دانشگاه تهران سخنران سومين نشست اسلام شناسي در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران با موضوع تحليلي از علل رشد گرايش به آرا و انديشههاي مولانا در زمين بود.
وي در سخنان خود با بيان تاريخچه پيدايش تفكر جديد در جهان غرب گفت: در قرن 18 ميلادي جنبشهاي فكري و معنوي و در كل آراي نظري پيدا شدند كه دليل پيدايش آنها سختگيريهاي ديني توسط كليسا بود.
وي افزود: رهبران كليسا سهم دين را از ديگران گرفته بودند و در حقيقت اين افراد بودند كه تفكر حق و تفكر باطل را مشخص ميكردند.
مهدوي ادامه داد: اين عوامل كه ناشي از عدم جنبش ديني بود به آغاز قيام فكري توسط منجمان و بعد فيلسوفان منجر شد و بعدها فيلسوفان ديني نيز وارد اين عرصه شدند.
استاد دانشگاه تهران گفت: با اين حال و با توجه به نظريهها و تئوريهاي الهيات بايد اذعان كرد كه در غرب هرگز غروب ديني به وجود نيامد و هميشه تعلقات ديني در ذهن غرب وجود داشته است.
وي تأكيد كرد: واقعهاي كه در قرن 19 ميلادي آغاز شد و در قرن 20 ادامه يافت، تلقي و ارائه تدبير جديد از دين بود. در حقيقت دين در ميان آنها نمرده بود كه بخواهند دوباره آن را زنده كنند.
مهدوي افزود: افرادي همچون نيچه كه جمله «خدا مرده است» از اوست مايل بودند كه از دين ديداري بسازند. آنها باور نكرده بودند كه پيامبران به جاي عقل انساني آمده بودند.
وي در ادامه سخنان خود گفت: وقتي فيلسوفان از نبود خدا در زندگي سخن ميگويند، منظور اين است كه مغز، جوهر و تجربههاي عرفاني از ميان مردم رفته و آنچه باقي مانده يك ظاهر از دين است.
مهدوي با بيان اينكه خرد آدمي هم براي پيدا كردن چون و چراست و هم براي تنظيم معيشت گفت: امام علي (ع) در نهجالبلاغه بلاياي اجتماعي و معيشتي را ناشي از بيرون راندن خردمندان از سد جامعه عنوان ميكند.
مهدوي همچنين گفت: جذابترين تحولات فكري نقد دينداري عاميانه بود. اين نوع دينداري را هم پروتستانها و هم كاتوليكها ترويج ميكردند. در اين تحول فكري بازگشت به دين، بازگشت به گزارههاي تازه نبود، بلكه بازگشت به دين عارفانه و عاشقانه بود.
مهدوي با بيان اينكه تجربههاي اخلاقي گوهر دين هستند، گفت: دين آمده تا اخلاق را به ما بدهد. وقتي شما اخلاقي و معنوي شديد، راه دوستي با خدا يا همان امر قدسي مطلق را به دست خواهيد آورد.
وي تأكيد كرد: اين نوع نگاه به دين در جهان علاقهمندان بسياري پيدا كرده است. نگاهي كه در انديشه انسان انگيزههاي كمك، صلح و عرفان را بيشتر ميكند و نقدهاي بسياري بر دينداريهاي عاميانه كه همان حجم عمل است، وارد كرد.
وي با بيان اينكه در جهش بزرگي كه در دينشناسي مطرح شد، انديشه فيلسوفان دوران مدرن را تحت تأثير خود قرار داد، گفت: جنبشهاي بعدي پيدا شدن عارفان بزرگ مسيحي و يهودي بود و بعدها نيز كريشناها مطرح ميشوند و كتابهاي دائو سراسر جهان را در بر ميگيرد.
مهدوي ادامه داد: نظريه «آنچه كه براي ما سود است بايد آن را خوب بناميم و آنچه كه براي ما سودآور نيست بايد آن را بد بناميم»، تفكر مطلوبي نيست. پس از اين، تفكر جديد اعلام كرد كه روح انسان بايد زيبا باشد و تنها قانون براي زيستن زيبا كافي نيست.
وي تأكيد كرد: انسانها معناگرا هستند و اگر اين معناگرايي تكراري باشد، ممكن است انسان را از پا دربياورد. به همين دليل ما به فضيلت اخلاقي و اقبال به دينشناسي عاشقانه روي ميآوريم.
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: شرقشناسان راه را براي مولويشناسي باز كردهاند و پس از تحقيق در 24هزار بيت اشعار او متوجه شدند كه دين مولانا در عاشق زيستن بود.
وي ادامه داد: مولانا شخصيت بيتعصب و مكرمي بود كه به طبقهبندي و مرزبندي انسانها فكر نميكرد.
مهدوي با بيان اينكه مستشرقين به دنبال يافتن پاسخ اين سئوال بودند كه مولوي از بشريت چه ميخواهد، گفت: حرف مولانا صلح بود و ميخواست در قالب دعوت همه را كنار يكديگر بنشاند.
مهدوي ادامه داد: مولانا خبر از خدايي ميدهد كه طبل خصومت و جنگل را نميگستراند و خدايي را معرفي ميكرد كه صلح را نويد ميداد.
وي تأكيد كرد: غربيها به اين دليل مولوي را دوست دارند كه او خدا را از آسمانها و تقديس صرف به زمين ميآورد و ميگويد، كسي كه طبل عدالت را ميكوبد و ظلمستيزي ميكند، ديندارتر است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه غزليات مولانا تصوير زيبايي از آيات قرآن است، بيان كرد: غربيها چون در طول 4 قرن با آدمهاي متبكر و متبختر مبارزه كردند و قرباني دادند با انديشه مولانا كه درباره دينداري عاشقانه و نه دينداري عاميانه صحبت ميكرد، آشنا شدند و او را ستودند.
مهدوي در پايان سخنان خود گفت: آنچه در غرب اتفاق افتاد، عبور از دين عاميانه به سمت دين عاشقانه بود. چيزي كه ما در جامعه خود سخت به آن نيازمند هستيم.
سومين نشست اسلامشناسي با موضوع تحليلي از علل رشد گرايش به آراء و انديشههاي مولانا در مغرب زمين بعدازظهر امروز با حضور دكتر مهدي ناصري و جمعي از علاقهمندان به مباحث فلسفي در سالن همايشهاي كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.



del.icio.us
Digg
Technorati
نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنید